اینجا جو هنوز فرانسوی ست...

پسر خاله تمام آدمهای شهر

اینجا جو هنوز فرانسوی ست...

پسر خاله تمام آدمهای شهر

۵

شیب های نقصانی چرکین دندانم تقاضای عاجزانه از اعماقشان برای کمی دود... 

و استشمام خود خودا از پسماندهای این چرک! 

 

 

+گیج و مبهوت/

۴

سبب روز سبب شب نیست؛ 

دو متفاوت با یک پیوند نا موزون/  

هیچ کدام زیبا نیستند ولی لحظه تلفیقشان زیبا... 

در یکی از این دو رفتگاریم هرجند میراندنمان قبل از حضورمان در یکی از این دو...

۳

بالای برج نشستم؛ 

مردم خاک بر سر مث سگای ولگرد توی هم میلولند... 

یه تف مشتی کردم وسطشون تو دلم گفتم: اینا کی میخوان درست بشن؟!!! 

یعنی واقعا ما ابلهی شجاعان را می ستاییم...  

   وای بر ما....

۲

رو به تو سجده میکنم؛

تو که سینه ات مغلوب سرب ها

تو که صدایت مغلوب صلیب

تو که عقایدت مغلوب یک مشت عرب

توکه فرشته ی روحت مغلوب شیاطین

...نشد

۱

فردا شب/برادرم 

گوش هایش دراز می شود! 

 

+شما چطور؟