-
۱۰
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 21:22
یک ژ ا ن د ر درام در آخر شب و نوازیدن یک رومنس و لیوان نشسته ی یک لیوان چای... سپری اند این مکررات تکرار و کلیشه هایی که ادای من هایند/ عذاب از موهای بلوند و بلندی که کل گشته ایم ز این بلوند و بلندها/ آخر شبم و این ها...
-
۹
دوشنبه 15 فروردینماه سال 1390 21:56
در شب بی تپش... دوستان نایاب... با حافظه های سرد... در کنج قفس... قطره قطره قطره ی آب...قطره ی آب رسانای بوی گند بهارند/
-
۸
یکشنبه 29 اسفندماه سال 1389 20:28
دیروز رفیقم بد بود شیش گیر شدیم و آخرش باختیم امروز رفیقان بدند و شیش سین شدیم از برای فیلترینگ سبزه...
-
۷
پنجشنبه 26 اسفندماه سال 1389 21:28
کمی سطحی تر فکر نکنیم؛ به حکم تاریخ و به یمن سرنوشت باید جنگید با جنگ... آتش دخترک کبریت فروش برای پسرک سیگار فروش را خدا فوت کرد مثل حماسه ی جنگ ایران و تورانیان که ضد حماسی بودنش من ها را به درد خویش آزرده ساخته است/ و شورشم مثل ریشه ی توت فرنگی نا مرئی اما پیوسته است و فقط برای صلح و آزادی... فقط همین!
-
۶
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1389 22:07
و رهبری که خطبه میگه از دنیایی بهتر...
-
۵
پنجشنبه 19 اسفندماه سال 1389 19:33
شیب های نقصانی چرکین دندانم تقاضای عاجزانه از اعماقشان برای کمی دود... و استشمام خود خودا از پسماندهای این چرک! +گیج و مبهوت/
-
۴
یکشنبه 15 اسفندماه سال 1389 22:28
سبب روز سبب شب نیست؛ دو متفاوت با یک پیوند نا موزون/ هیچ کدام زیبا نیستند ولی لحظه تلفیقشان زیبا... در یکی از این دو رفتگاریم هرجند میراندنمان قبل از حضورمان در یکی از این دو...
-
۳
شنبه 7 اسفندماه سال 1389 13:04
بالای برج نشستم؛ مردم خاک بر سر مث سگای ولگرد توی هم میلولند... یه تف مشتی کردم وسطشون تو دلم گفتم: اینا کی میخوان درست بشن؟!!! یعنی واقعا ما ابلهی شجاعان را می ستاییم... وای بر ما....
-
۲
پنجشنبه 28 بهمنماه سال 1389 21:38
رو به تو سجده میکنم؛ تو که سینه ات مغلوب سرب ها تو که صدایت مغلوب صلیب تو که عقایدت مغلوب یک مشت عرب توکه فرشته ی روحت مغلوب شیاطین ...نشد
-
۱
چهارشنبه 20 بهمنماه سال 1389 20:41
فردا شب/برادرم . . . گوش هایش دراز می شود! +شما چطور؟
-
۰
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1389 17:09
کوچه آنقدر شب بود،که از نور بالا زدن منصرف شدم/ پیر زن با چار قد زیبایش در نظرم زشت می آمد! دخترش: دیدی چگونه مرا باکره گذاشت...! چراغ که روشن شد،بوی گند تعفن،همه جا را گرفته/ سرم را پایین انداختم و از اتاقم خارج شدم... ...و دیگر هیچ
-
-۱
شنبه 16 بهمنماه سال 1389 18:59
...