زُل زُل زُل
در چشم هایت...
گیرا بود بدجور و منی که در بازار بورست آن ها را خریدم/
بیست و هشت بود٬خوب که نه عالی بود لذتش را بردم و نقطه عطفش زیر آن سایه لعنتی بود...
بردند مرا در درونشان هر آنچه در درونت بود لعنتی...
و من زدم به تو...
زُل زُل زُل
شیرین بود زیر سایه ی آن٬ عشق بازی فرانسوی...
و تمامم خلاصه شده در...
زُل زُل زُل
در آخر هم خیره بودم به تو در شیشه روبرو و به تو میزدم...
زُل زُل زُل
دلم خواست دراز بکشم / خیلی دلم خواست کنار کلماتت دراز بکشم ////
و تا ابد فقط خیرگی نصیبم شد
خیرگی مدام
angadr zol zadam behet o uno jaye to didam ,az to na ,vali bazam az un khaste shodam.
خسته که هیچ؛ هیچ خسته شده از ما
هیز...
NO
قشنگ بود
زل زل زل
قشنگ تر؛ لحظش بود
خاکسترهای به جا مانده از من
واژههای من است
که روزگاری
هر لحظه ی روزهایم را
با انها روشن می کردم
اگه اقدامی نکنی حتی اگر تا ابد هم زل بزنی فایده ای نداره.بدیش اینجاست که وقتی اقدام هم میکنی باز هم فایده نداره و تو اموزی بیش از پیش به زل زدن ادامه بدی.
پس میزنم...زُل
چطور میشه از پشت شیشه عشق بازی کرد؟اونم فرانسوی
پشت شیشه فقط جایی برای زُل بود...
سایه خیال
اونم رو سنگ فرش همون جایی که درختای لعنتی داشت
زل میزنم...به تو ،به رفتنت...به نبودنت حتی با چشم بسته...
روزی رسد...
آن گاه که عشق را پشتِ شیشه ی تاکسی تفسیر کرد.
و در فکرش کس دیگری بود...
و در چشمهایش زل میزنی...انگار تمام معانی دنیا در آن خلاصه شده است...و همیشه زل میزنیم..تمام میشویم...خیره میشویم...میرویم ...زل میزنیم
تا ابد ...
رخ رخ رخ
شاه بده
ایالتم بد جور حرام شده
خواستی عدد بده
....
( دیگه بیتم نی آد...
دیگر برادرم شهید نمیشود...
نمیتوانم عدد دهم
سهم ما از عشق ندیدنه یا دیدن مجازی و زل زل زل به شیشه ی روبری ش !
مث یه سگ کور...
اصلا تو جو اش نبودم...
زُل زُل زُل !!!
زُل زُل زُل
چقدر شیرینه
اما نه برای این که به شیشه روبرو بزنی.هر دو یه طرف شیشه.
قشنگ بود
ممنون